make money گاهنبار


   دفتر شعر   

دفتر شعر که سوزد به کجا خواهم شد *** به کدامین کپر و دیر و سرا خواهم شد

بوی گل میزندم بار دگر فصل بهار *** من به سر از دل این دیو سرا خواهم شد

گیج و منگم چند بر بادی و بر موج سوار *** نرم نرمک گذرم، سوی دگر خواهم شد

حال دق بود و سیاهی حال ماتم زده گی *** نه فراری است که با باد روان خواهم شد

روز نو می زندم بار دگر از سر کوه *** راه پر پیچ و کمین از دل او خواهم شد

من ندارم سر ناسازی و نه جنگ دگر *** پست خواری به رهم بود که از آن خواهم شد

بوی لبخند شنیدم ز لب خنده ناز *** دیو در پشت نهادم، به سر خواهم شد

همچو ققنوس که پر ساخت ز خاکستر خویش *** باز زاییده ز نو از کفنم خواهم شد

دور سرمای زمستان به سر می آید *** دوره گرم بهار است روان خواهم شد

نه گلایه بماندست و دگر شکوه چند *** مژده بادش ببخشیدم و از یاد جدا خواهم شد

بردیا کینه نبوده است تو را پرچم راه *** دل سبک کردم و بر اوج روان خواهم شد

بردیا

دوم آبانماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

نشاني
make money