دروغ   

خدعه انگیزت نگاه پر دروغ

مار خوش خطی که چنبر همچو دود

اینهمه نیرنگ باز و پر فریب

آتش عشقت چنینش شعله بود

بردیا

نشاني
   وطن   

این خانه اگر سوخت به دست من و ما بود

ویرانه اگر گشت ز نیرنگ و ریا بود

آن کاخ که بامش بر آن خاک فتاده

از بی خردی پدران، هم پسران بود

بردیا

یکشنبه سوم مهرماه نود

نشاني
   شهریور   

نم باران بهار آمده در گرم تموز

به دلم هیچ نمانده دگر آن ناله و سوز

دست افشانم و می باده زر در دستم

بشده شب ز سرآغاز چنین خندان روز

بردیا

چهار شنبه نهم شهریورماه نود

نشاني
   :)   

ساز بر دوشم و پیمانه به دست

زان که زیبا صنمی یارم هست

فال من نیک دگر بار افتاد

جام دیگر بدهم گردم مست

بردیا

بیست و پنجو امرداد ماه نود

نشاني
   شراب تلخ   

آه ساقی باده را پر مایه کن

در تبم درمان آن را چاره کن

زان شراب انگور تلخ و سینه سوز

آتش جان و وجودم شعله کن

بردیا

پنج شنبه ششم مرداد ماه نود

نشاني
   جام   

میگساری باشدم هر روز کار

آه ساقی باده‌ای جانسوز آر

بی درنگ این جام را لبریز کن

تا فراموشم شود این روزگار

بردیا

چهارشنبه پنجم مردادماه نود

نشاني
   راه   

زندگی را روی می باید نوشت

هیچ من باور ندارم سرنوشت

تا کجای راه را پیموده‌ای

پس از اینت شادتر باید نوشت

بردیا

چهارشنبه پنجم امرداد نود

نشاني
   ---   

پاسخم بر باد ده شاید که آنسوی زمین

در کبوتر لانه‌ای بر شاخ آن تاک بلند

خوش نشسته، نغمه مرغان خوش آوا شود.

پاسخم بر جوی بنویس و به جریانش سپار

تا به رقص ماهیان همراه تا دریا شود

پاسخم را نقش کن بر شهپر بال عقاب

درنوردد آسمان این بیکران نیل فام

پاسخم نجوا بده بر گوش سنگ آذرین

تا که تف دیده روان اندر دل صحرا شود

بردیا

سوم مردادماه نود

نشاني
   رقص   

دست در دست منش بود پریچهره به ناز * بازوان گرد کمر بود با ناله ساز

ز کفم تاب رمیده، ز سرم هوش به در * به نگاهش چه نهفته است در پرده و راز؟

گاه جانم بدهد نو ز سر انگشت نگاه * می‌کشد گاه مرا از اَتَشِ دیده و آز

رخ زیبنده خود را بر این دیده کشید * کاش او همدم من بود دگر باره و باز

موش و گربه است روایت که همی ساخته‌ایم * باشد آن مهر امیدی که بیاید به فراز؟

هنر انگشت تو آن بود که ویرانه کنی * دست بردار از این راه و ز نو باز بساز

بردیا

بیست هفتم تیرماه نود

نشاني
   پاسخ   

پاسخی نا آمد از ببریده دوست * این همه بی تابیم از ناز اوست

آخته شمشیر تیز است و دمان * میکشد آن را که سر در راه اوست

بردیا

نانزدهم خردادماه نود

نشاني